تبليغاتX
x

Return Of the shaikh 

Shaikh_Hossein@Yahoo.Com

به چشمت عادت بده هر چیزی را نبیند
خانه | بایگانی | چاپار برقی
چند تا نکته اخلاقی

 
Women are like an Internet Virus
They ENTER ur Life
SCAN ur pocket
TRANSFER ur money
EDIT ur mind
DOWNLOAD their problems
DELETE ur smile & HANG U 4ever


kiss is a key of love

.love is a lock of marriage

marriage is box of children

,children are problems of world

 !!!...so becareful many problams a kiss can creat for you   

 
18+ نظر بدين لطفا !!

 

راستی واجب نیست رو آخرین پست نظر بذارینااااا !!

رو هر کدوم گذاشتین فرقی نمی کنه !!

 

 

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 20:12 | 
بازم ميگم خيلي گلي
اگه زنبور نيشت زد ناراحت نشو چون معلومه خيلي گلي
 
چرا نظر نميدين ؟؟؟
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت 20:16 | 
جک
هر جا شنيدي حسين، حسين مي‌كنند، هر چه زودتر خودتو برسون چون شام ميدن، ولي هر جا كه ديدي علي، علي مي‌كنند، زود دور شو چون دارند ماشين هل ميدن

 آيا فكر مي‌كنيد بي‌عرضه هستيد؟ فكر مي‌كنيد به درد هيچ كاري نمي‌خوريد؟ فكر مي‌كنيد بي‌مصرف هستيد؟ به خدا درست فكر مي‌كنيد
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:47 | 
God

God Gave You 2 Legs 2 Walk , 2 Hands 2 Hold, 2 Ears 2 Hear,2 Eyes 2 See, But 1 HEART !!! Why ? Because He  Wants You Find The Other Yourself
نظر بذار عزيز !!
نظر يادتون نره !
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:47 | 
ساعت شني
عشق مثل يه ساعت شني است، از يه طرف كه قلب آدم رو پر مي‌كنه، از طرف ديگه عقل آدم رو خالي مي‌كنه
 
نظر يادت نره !!
 
ببينين اين دختره هم عاشق شده ، برا همين ميخواد خودشو بكشه !
منم اگه نظر نذارين ....

جك
هويجه با مامانش ميره بيرون وسط راه به مامانش ميگه مامان آبهويج دارم !!!!
 
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:1 | 
مگس / قورباغه

 بچه ها چه شوخي شوخي قورباغه هاي مرداب را سنگ ميزنند و قورباغه ها چه جدي جدي ميميرن
 
نظر كه يادت نرفته ؟!؟
ببخشيد !! قورباغه نداشتم جاش مگس گذاشتم !! اصلا شما اينطوري بخوانيد :
 بچه ها چه شوخي شوخي مگس هاي مرداب را سنگ ميزنند و مگس ها چه جدي جدي ميميرن !!!
واي عجب خلاقيتي !
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:53 | 
جک

البرادعي ميره نطنز، كارگرها جمع مي شوند، ميگن اگه سوالي دارين بپرسين ، يك تركه مي ره جلو مي گه اقا شما دكترين؟ ميگه بله. ميگه واقعا دكترين؟ ميگه بله . ميگه پس چرا تو آژانس كار مي كنين؟
 


يه روز دو تا پيغمبر داشتن ميرفتن يه صد تومني پيدا مي‌کنن که سرش دعوا ميشه. خلاصه بعد از کلي جنگ و دعوا به توافق ميرسن که تاس بندازن هرکي بيشتر آورد صد تومنيه مال اون بشه. اولي تاسو ميندازه شيش مياره و دومي هم ميندازه هفت مياره! اوليه عصباني ميشه ميگه خاک تو سرت براي صد تومن معجزه کردي؟
 

 
 دعاي دختر مجرد:اللهم عجل في ازدواجنا و تكميل ديننا وارزقنا زوجا الذي رفيعا مدركا و رشيدا قدا و مالا كثيرا و بيتا مستقلا و سياره البرشيا
 

دعاي پسر مجرد: اللهم ارزقنا حوريا تك دانه و كم توقعا و والدينها رو به موتا و جهيزيتها كامله و كدبانوا في اامور المنزل و تسليما لخشمنا و خدمتنا
 

 
ترکه ميپرسن:
در جمله< ترکي در کنکور قبول شد > از چه نوع فعلي استفاده شده؟
ميگه: ماضي بعيد


ترکه داشته تو خيابون چشم چروني مي کرده که يه دختره مي گه مرتيکه چش هيز مگه خودت خواهر مادر نداري؟ و ترکه هم فوري مي گه چرا دارم ، اما به اين خوشگلي که نيستند


رشتيه ميره خونه و به زنش ميگه : بدو عيال پرده ها رو بکش چراغها رو هم خاموش کن بعد بيا زير پتو . زنه هم با خوشحالي اين کارا رو مي کنه و مي ره زير پتو بعد رشتيه آستينشو مي زنه بالا و به زنش ميگه : ببين ساعتم شب نماست
 

 
لره ميره تو کيوسک تلفن بعد 5 دقيقه مياد بيرون يکي ميگه سالمه؟ ميگه اره فقط افتابه نداره
 


 - به خدا ميگن چرا اول مرد رو آفريدي بعد زن ‌رو؟ ميگه شما هم اگه بخواهيد چيزي بنويسيد اول چکنويس ميکنيد بعد پاکنويس!!
 


امام جمعه رشت گفته : مسئله هسته اي مسئله ناموسي نيست که بتوان به راحتي ازکنارش رد شد
 
نظر بذار دوست عزيز !!
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:37 | 
در زمين زبان حق بريده اند
اي ستاره اي كه پيش ديده ي مني ، باورت نمي شود كه در زمين ، هر كجا ، به هر كه مي رسي ، خنجري ميان مشت خود نهفته است ! پشت هر شكوفه ي تبسمي ، خار جانگزاي حيله اي شكفته است ... آن كه با تو مي زند صلاي مهر ، جز به فكر غارت دل تو نيست ! گر  چراغ روشني به راه توست ! چشم گرگ جاودان گرسنه اي است ! ... اي ستاره ، ما سلا ممان بهانه است ، عشقمان دروغ جاودانه است ! در زمين زبان حق بريده اند ، حق ، زبان تازيانه است ! وان كه با تو صادقانه درد دل كند ، هاي هاي گريه ي شبانه است !
 

 
پس نظر چي شد ؟؟
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:26 | 
كاش
كاش مي شـد بنگ باشـــم لـــوطيان دودم كـنند 
اين چه ننگ است شمع باشم دختران فوتم كنند
 
نظررررررر!!
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 8:1 | 
پيانو
زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي
 
يه نظر دادن خيلي وقت ميخواد؟؟

 نظر بدين ديگه !
اينجوري پيش بره بدون شك درشو تخته خواهم كرد !
اينم فيلتر شكن  برا مهران !
نظر بدين !
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:46 | 
آيا
شبي در شب ترين شبها ، تو ماهم مي شوي آيا ؟  تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا ؟ شبيه يك پرنده ، خيس از باران كه مي آيم تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا ؟  پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا ؟ شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم تو اقيانوس موج آماج را هم مي شوي آيا ؟ نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري
 
 
نظر بده گلم !
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:31 | 
without

 Love without condition ....Talk without intention .... Give without reason .... Care without expectation
 
 
نظر بده ديگه !
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:6 | 

مجـنون به هــواي كـــوي ليـلــي در دشــت
در دشت به جســت و جوي ليلي مـي گشت
مــي گـشــت هـمـيـشــه بـر زبـانـش ليلي
ليلي مي گفت هميشه تا زبانش مي گشت
 
 
نظر بذار جيگركم !
 
البته اين مجنون نيست ... مدل خارجيش ... اسمش چي بود ؟؟
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:58 | 
پسره خوب
 پسره خوب تنهايي ميره سينما ؟ــ يه پسره خوب بعد از تک زنگ سراغه تلفن نميره ؟ــ يه پسره خوب وقته برگشتن به خونه ماشينش بوي اُدکلنه زنونه نميده ؟ــ يه پسره خوب تو کلاسه دانشگاه تا شعاع 3 متري هيچ خانومي نميشينه ؟ ــ يه پسره خوب پس از اتمام صحبت گوشي تلفنو بوس نميکنه ؟ــ يه پسره خوب وقتي مياد خونه قرمزيه رُژه لب رو صورتش ديده نميشه ؟ ــ يه پسره خوب بعد از شنيدن اسم جنّيفر لپز استغفرالله ميگه ؟
 
نظر بدي گلي !
 

 
با توجه به این نکته که
« عالم محضر خداست  در محضر خدا معصیت نکنید »
اینم یه فیلتر شکن توپ  و جدید !
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:58 | 
هرگز  درباره ي چيزي كه در آيينه مي بيني ناراحت نباش ، زيبايي در نگاه دوستدار توست !
 
 
نظر بده گل پسر (دختر) !
 

اينم جك!
 تركه رتبه اول كنكور را مياره بهش مي گن چي كار كردي ؟ مي گه روزي 25 ساعت درس مي خوندم مي گن مگه ميشه ميگه بله صبح يك ساعت زود تر بيدار مي شدم

آخرین فتوای مراجع قم صادر شد : احتیاط واجب بر آن است که مسافر در قزوین نماز را نشسته بخواند
 
نظر نميدي ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه چرا ؟؟
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:59 | 
سعي كن

سعي كن اون چيزي را كه دوست داري به دست بياري ، وگرنه مجبور ميشي اون چيزي را كه به دست مياري دوست داشته باشي !
 
 
عشق است سپاهان !
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:47 | 
سپاهان قهرمان ميشه
سپاهان قهرمان ميشه ! خدا ميدونه كه حقشه ! به لطف يزدان و بچه ها ! سپاهان قهرمان ميشه ! سپاهان قهرمان ميشه !
 
 
 
 
 
 
 
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:26 | 
زي زي نامه الهي

 الهي به مردان در خانه ات به آن زن ذليلان فرزانه ات به آنان كه در بچه داري تك اند يلان عوض كردن پوشكند به آنان كه با ذوق و شوق تمام به مادر زن خود بگوييند : مامان . به آنان كه دامن رفو ميكنند ز بعد رفويش اتو ميكنند به آن قرمه سبزي پزان قدر به آن مادران به ظاهر پدر الهي ! به آه دل زن ذليل به آن اشك چشمان ممد سيبيل ! كه ما را بر اين عهد كن استوار ! از اين زن ذليلي مكن بر كنار.....
 
نامرد اوني كه رو اين پست نظر نذاره !
 

حالا از اين حرفا گذشته ميخواستم يه تبريك بگم يه تسليت
اول تبريك !
قدم نورسيده مبارك !
اين برا آقاي موسوي بود كه تازه دومين دخترش به دنيا اومد !
راستي اسمش حُسني است !
خدا حفظش كنه !
 
تولدش مبارك ! ( البته خود بچه قشنگ تر ازاين عكسه كه معلوم نيست مال كيه )

اما تسليت !
درگذشت نابه هنگام پدر دوستم ساسان آذري پور را به او و خانواده اش تسليت مي گويم .
خدا صبرش بده . واقعا سخته .
اميدوارم كه منو در غم خودش شريك بدونه .
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:58 | 
ياد تو
زندگي اجبار است ... مرگ انتظار است ... عشق يك بار است ... جدائي دشوار است ... ولي ياد تو تكرار است
 
نظر بده ديگه !
 

اينم فيلتر شكن امروز!
راستي انگار فيلتر شكن طرفدار نداره ! اگه نداره نذارم !
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:59 | 

ترك برق خونشون ميره يه قابلمه برميداره ميره در خونه لر ميگه ببخشيد يه كم برق داريد لر بهش ميگه همين كارارو ميكنيد كه بهتون ميگن خر حداقل يه ظرف پلاستيكي مي اوردي تا برق نگيرتت

--------------------------------------------------------------------------------


تركه داشت اظهار نظر مي‌كرد: اين جلال آل احمد كه هي ازش تعريف مي‌كنن، فقط يه كتاب خوب نوشته كه اسمش بوف كوره. يكي گفت: بوف كور كه مال صادق هدايته! تركه گفت: ديگه بدتر، يه كتاب خوب داره، اونم صادق هدايت براش نوشته

--------------------------------------------------------------------------------

 
اینم برای اینکه چند روزی بود پست نذاشتم !
می خواستم امروز از خجالتتون در بیام !
اگه راضی بودین نظر یادتون نره !

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 15:44 | 
خیر مقدم
ورود استاد شهپری را به وبلاگ این حقیر خیر مقدم عرض می کنم !
خیلی می خوامت !
 
نظر دادي گلم ؟!
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:59 | 
نگاه

نگاهي كرد و با لبخند تلخي جدا شد از منو در را به هم بست شبي طوفاني و درد آفرين بود شبي سيراب از رگبار پاييز چراغ نقره فام ماه خاموش و او مي رفت و ميگفت اين سخن را مرا ديگر نخوا هي ديد برگرد
 
ديگه نگم نظر بذارا !!!
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:48 | 
اینم یه نکته اخلاقی !
 
نظر كه گذاشتي ؟!؟
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:35 | 
خیلی گلی
ميدوني فرق تو با توپ فوتبال چيه ؟ معلومه ... اونو بايد كلي تلاش كني تا گل بشه ولي تو خودت گلي !
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:27 | 

سعي کن ميز و قلم خانه خرابت نکند
غافل از واهمه ي روز حسابت نکند
اي که دم مي زني از پست و مقام و درجه
آنچنان باش که ارباب جوابت نکند
 
نظر بدين !
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:46 | 
در ره منزل لیلی که خطر هاست در آن             شرط اول قدم آن است که عاشق باشی
 
 
نظر بذار عزيز !
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:47 | 

وقتي كه گريه كرديم گفتن بچه است ... وقتي كه خنديديم گفتن ديونه است ... وقتي كه جدي بوديم گفتن مغروره ... وقتي كه شوخي كرديم گفتن سنگين باش ... وقتي كه حرف زديم گفتن پر حرفه ... وقتي كه ساكت شديم گفتن عاشقه ... حالا ام كه عاشقيم مي گن گناهه
اینم ایمیل منبعش black_hors22@yahoo.com
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 22:17 | 
کلاغ
يارو ميره زير درخت به كلاغ ميگه : به به ،چه سري چه دمي عجب پايي ... كلاغ ميگه زر نزن من خودم كلاس دوم دبستانم !!!
 
 
نظر دادي ؟؟؟


يادتون يه شعر گذاشتم كه مي گفت « اي دوستان بي وفا از غم بياموزيد وفا ، غم با همه بيگانگي هر شب به من سر ميزند ؟؟؟ »  حالا مي خوام اين شعرا براتون يه جور ديگه بگم « اي دوستان بي وفا از هكر بياموزيد وفا ، او با همه بيگانگي ديروز به من سر يه سري زد ! » من براش يه اهميتي داشتم كه يه وقتي صرف كرد تا تو وبلاگم دستكاري كنه اما برا شما چي ؟!؟ اون فيلم يادتون كه طرف رفت پول داد كه خودشو بكشن ؟؟؟ شما كه نمي خواين ....
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:46 | 
رفتنت
رفتنت را ديدم تو به من خنديدي ، آتش برق نگاهت دل من آتش زد و مرا در پس يک بغض غريب در ميان برهوتي تاريک پشت يک خاطره سرد و تهي با دلي سنگ رهايم کردي و تو بي آنکه نگاهي بکني به دل خسته و آزرده من ، رفتنت را ديدم تا به آنجا که نگاهم سو داشت و تو در آخر اين قصه تلخ محو شدي ، باورم نيست که ديگر رفتي اشک من بدرقه راهت باد
 
نظر بذار مهربون !
 

واقعا زشته آدم روزي 3/4 تا پست جديد بذاره اما نظر روزي 2/3 تا بيشتر نداشته باشه ! اگه فكر ميكنين وبلاگم به درد نمي خوره بگين مي بندمش ميرم ! ما را به خير شما را به سلامت !
يه سري به اينجا بزنين !
فعلا!
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 17:4 | 
قرار نبود
قرار نبود به جز خودم واسه کسي ديوونه شي ... قرار نبود جاي منو بدي تو قلبت به کسي ... بجز خودم قرار نبود خوابتو هيچ کس ببينه ... بدون من کسي بياد بخاد کنارت بشينه ... قرار نبود من که توام يه وقتايي شما بشم ... واسه تو که عشق مني عين غريبه ها بشم ... قرار نبود که قولامون ساده فراموشت بشه ... قرار نبود که هيچ کسي پناه آغوشت بشه... قرار نبود کسي بياد عاشقيتو پس بگيره ... بي خود و بي جهت بگه براي هر کس ميميره ... قرار نبود بدون من بري تماشاي غروب
 
نظر بدين
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:23 | 
نامرد
پيش از اين مردم دنيا دلشان درد نداشت
هيچ كس غصه ي اين را كه چه مي خورد نداشت
چشمه هاي صادقي از لطف زمين مي جوشيد
خودمونيم زمين اين همه نامرد نداشت
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 16:47 | 
چشم ها را باید شست ... جور دیگر باید دید
 
 
 
 
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به یکشنبه دهم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:32 | 
دو تا اشك نقره اي رو صورت برفي تو ، يه علامت سوال تو حس بي حرفي تو ، دونه هاي زير خاك از تو گل و يار مي گرفتن ، وقتي شعرام از رو لبات قدرت فرياد مي گرفتن ... ضربان قلب تو تو گوشمه ، بار سنگين غمت تا عاقبت رو دوشمه ، حالا من موندم و يك خونه بدون كس ، حالا من موندم و يك قفسه بي هم نفس ...
 
 

سيد خيلي دوست دارم ... دستت درد نكنه ... بابا تو بيست بيستي ! كارت نامبر وان !
مي خواين بدونين سيد چيكار كرده‌؟؟
يه سر به اينجا بزنيد !
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به شنبه نهم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:33 | 
سپاس وستايش دانشگاه آزاد راست که ترکش موجب بي مدرکي است و به کلاس اندرش مزيد بي پولي !! هر ترمي که آغاز مي شود موجب پرداخت زر است و چون به پايان مي رسد سبب ضرر پس در هر سال دو ترم موجود و بر هر ترمي شهريه اي واجب ... از جيب و جان که بر آيد ؟ کز  عهده ي خرجش به در آيد
 

یه مدت بود که نگفتم نظر بذارین شما هم گوش کردین ... حالا هم میگم لطفا نظر بذارین امیدوارم گوش کنید ... راستی یه سر به  اینجا  بزنید و نظرتون را در مورد این قالب بدین !!
یادت نره ها !!!
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:3 | 
توبه
توبه كردم كه از اين گونه خطاها نكنم ... بوسه ای داد و چو برداشت لب از روی لبم ... توبه كردم كه دگر توبه ی بيجا نكنم !!!
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:25 | 
رنگ
• رنگ دعا سبز روشن،
• رنگ اميد آسماني است،
• رنگ ترحم سفيد است،
• رنگ حيا ارغواني است،
• رنگ محبت عجيب است چيزي شبيه تبسّم،
• اين رنگ گرم تفاهم آئينه مهرباني است،
• رنگ احساس زيبا،
• رنگ بهشت عطوفت،
• رنگ بهار جواني است،
• ايمان اگر تازه باشد همواره همرنگ نور است،
• نوري كه آرامش آن آرامش زندگاني است،
• نور و وضو هم نوازند،
• ديباچه اي بر نمازند،
• در چهره هاي الهي اين روشنايي نشانه است...
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:19 | 
قانون عشق

قانون عشق: يک پسر با يک نگاه از يک دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايی که زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميکنه چون يک چيزهايی ديده و شنيده ... تا دختر مياد پسر رو باور کنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يکی ديگه ... بعد که دختر تازه تونسته پسر رو باور کنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يکی ديگه ميبينه ... اينجاست که ميگه: حدسم درست بود ... و اشتباهی رو ميکنه که قبلاً کرده بود ... و همه چيز از بين ميره !

 

 


 

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:52 | 
صداقت
صداقت را دلم مديون آن آيينه مي باشد        كه در روشنگري پاك از غبار كينه مي باشد
 
 
|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 19:48 | 
هوا بس ناجوانمردانه سرد است

به علت ناداوری در بازی ميلان - بارسا امروز مطلب نميذارم

 

 

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:3 | 
عشق

آنگاه که با دستانت واژه ي عشق را بر قلبم نوشتي سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم  . حال سواد دارم اما ديگر به چشمان خودهم اعتماد ندارم

 

SHD

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:24 | 
جيگر

اگر پسری به دختری بگويد جيگرتو چون به عضو داخلی زن اشاره كرده حرام است اگر بگويد جيگرتو بخورم قتل نفس است حكمش اعدام است اگر بگويد جيگرتو بخورم الهی چون نيت الهی بوده و قصد تقرب داشته اشكالی ندارد


راستی كپی برداری تنها وتنها با ذكر منبع ! 

خوشت اومد جيگر ..... 

 

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:18 | 
بدون شرح

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:7 | 
access denied

حتما تا به حال خيلي با پيغام  «   access denied»  رو به رو شده ايد اما اميدوارم  هيچ گاه دسترسي شما به قلب هيچ كس  «  deny»  نشود ...

 

 

قلب من (حجر)

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:15 | 

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست ، بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست . گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن ، گفتي : که نه ، بايد بروم حوصله اي نيست . پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف ، تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست . گفتي که کمي فکر خودم باشم و آن وقت ، جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست . رفتي تو ، خدا پشت و پناهت به سلامت

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:15 | 

كاش قلبم درد تنهايي نداشت... چهره ام هرگز پريشاني نداشت... برگ هاي آخر تقويمه عشق حرف از يك روز باروني نداشت ... كاش مي شد راه سرد عشق را بي خطر پيمود وقرباني نداشت

 

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:9 | 

Never Kiss a Policewoman...She Will Say STOP !!  HANDS UP 

Never Kiss a Doctor,She Will Say : NEXT PLEASE

 So Always Kiss a Teacher ... She Will Say REPEAT AGAIN


|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 7:20 | 
طرز تهیه زن

طرز تهيه زن:   براي تهيه اين عنصر كافي است مقداري اكسيد اسكناس  و نيترات پژو دويست و شش را در سولفات ويلا مخلوط كرده و دو كاخ طلاي18 عيار به عنوان مهريه و كمي كلريد خواهش  (همون التماس) به عنوان شيربها اضافه شود! پس از تركيب اين مواد ، گاز عشوه و سولفور ناز متصاعد مي شود  و بعد از ميعان به صورت عشق  ، زن در خانه رسوب مي كند! بعضي از دانشمندان و متفكران معتقدند چنانچه مقداري از عصاره ء چرب زباني به عنوان كاتاليزور استفاده شود ، نتيجه كار بهتر خواهد بود

منبع

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:58 | 
آه ه ه ه ه ه

اینم همون دخترس که میخواد خودشو به مهدی بچسبونه !

گفتیم حالا چی چی هس ! آدم چندشش میشه !

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:39 | 
 بي مقدمه ميرم سراغ جواب نظراتون :
آرزو خانوم بازم ميگم اگه سراغ دارين بگين تا من قالبم و عوض كنم



آقا سعيد چي بگم آخه ، مگه شما به فكر من باشي ! اينا كه آخرش منو دق ميدن ! ممنون كه فكر سلامتي من هستي !



آقا يا خانوم « دل » از اين كه از كارم راضي بودين خوشحالم ! هدف من جلب رضايت شماست !



آقا صابر (بهزاد) من اومدم به وبلاگت ولي صفحه گير داشت شايدم عيب از فاير فوكس باشه . به هر حال ممنون !



 آقا يا خانوم اميني منم از آشنايي با شما خوشحالم ! از نوشته ي قشنگت ممنون ! با اجازه ي شما به زودي ميذارمش تو وبلاگ ... راستي من با وبلاگ شما مشكل دارم به هر حال سعي مي كنم هر طور شده يه سري بزنم !



عارفه خانوم ممنون ! فكر كنم من به وبلاگ شما سر زده باشم ! با اين حال بازم ميام !



تنهاترين سردار راستشو بخواي وبلاگت خيلي بهم حال داد ! قشنگ بود ! دروغ نگفته باشم بهترين وبلاگي بود كه تا حالا ديده بودم ! البته بعد از وبلاگ بقيه ي دوستان و خودم ... گريه نكن شوخي كردم



الهه خانوم وبلاگتون قشنگه ! راستي تولدتونو كه احتمالا تو يه ماه گذشته بوده ( هر چند با تاخير ) تبريك ميگم !



آقا يوسف من هر دو وبلاگ شما را ديدم ! قشنگ بود ! اگه اجازه بدين يه مطلب با درج منبع از وبلاگتون بذارم



تنها خانوم ممنون ! ظاهرا شما هم مثه خودم تازه كارين ! موفق باشين


 
خيلي دوست دارم بفهمم آخر اين تي.تي كيه اگه شما ميدونين به من بگين



آقا تورج رفتم ببينم اين حكمت همون معلم زيستتونه يا نه ! ولي راستياتش به جايي نرسيدم ...



از بقيه دوستان از جمله : ميلاد ، نوشين ، ندا ، ف.ف ، پوري جون ، سيد ، الميرا ، پيام ، سميرا ، علي ، محمد و وحيد هم ممنونم كه نظر دادن !



 كلام آخر : من مايلم با تك تك شماها تبادل لينك كنم اگه موافقين بگين ! با تشكر ...


راستی به این پیام بهداشتی اخلاقی هم توجه کنید ....

 


|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به یکشنبه سوم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:26 | 
اگه


اگه ميتونستم تو دنيا يه چيزه ديگه باشم...ميخوام اشک تو باشم...که تو چشمات متولد بشم...روي گونه هات زندگي کنم...وروي لبهات بميرم دوسـت دارم دوسـت دارم دوسـت دارم

 

 

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:41 | 
ای وای


17بار از دستم خسته شدي ولي 16 بار ديگه سعي کردم و 15 جمله عاشقانه را 14 بار به 13 زبانو 12 لهجه و 11 روز و روزي 10 بار به کمک 9 نفر به تو گفتم اما تو 8 بار قهر کردي 7 بار صورتت رو از من برگردوندي و من 6 بار برات مردم 5 بار قربونت رفتم و 4 بار نازت رو کشيدم . تو 3 بار ناز کردي و 2 بار خنديدي و جونم رو به لب رسوندي تا 1 بار بگي دوستم داري

 

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به شنبه دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:34 | 

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:47 | 
شیشه

گويند شيشيه ها احساس ندارند اما وقتي روي شيشه ي بخار گرفته اي نوشتم دوستت دارم آرام گريست

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:40 | 
....

داد مي زنم ، آي نسيم سحري يه دل پاره دارم ، چند مي خري....؟

اما نه ... انگار گوش کسی بدهکار نیست ... خوب نظر بدین تا من دیونه

نشدم ... میذارم میرم راست میگم

کاری نکنید که منم مثه خیلیا مجبور شم بگم:

بودیم کسی پاس نمی داشت که هستیم

باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

 

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:13 | 
چند تا جک ترکی و بی نمک

تركه پشت ماشينش مي نويسه يا زهرا يا هيچ كس !!!



تركه ميره كله پزي طرف ميگه قربان چشم بذارم ميگه نه آقا حداقل وايسا قايم شم !!!



تركه شلوارشو بر عكس مي پوشه زيپش ميره پشتش مياد از خونه بره بيرون ننش ميگه قربونت برم كه وقتي داري ميري انگار داري بر ميگردي
تركه را بغل مسيحيه خاك ميكنن بعد يه هفته مسيحيه ميره به خواب خونواده تركه ميگه بياين اينو ببريدش ميگن چرا ميگه هر روز صبح ساعت هفت بلند ميشه ميگه تو كه لباس داري برو 2 تا بربري بخر بيا !!!



تركه زنگ ميزنه خونه جي افش باباش گوشي را بر ميداره ميگه ببخشيد توپمون افتاده بود



واسه تركه دختر نشون ميكنن با سنگ مي زندش



به تركه مي گن پسرت هي ميره اين ور و اون ور اكس مي خوره . ميگه اكس چيه ؟ ميگن يه چيزيه مي خورن ميرن فضا ... شب ميره به بچش ميگه ديگه اكس مي خوري ؟ بچش ميگه كي گفته ؟ ميگه خفه شو تو فضا ديدندت ... !!!



تركه از آخونده مي پرسه بي وضو هم ميشه نماز خوند ؟؟ ميگه نه پسرم نميشه . ميگه ولي من خوندم شد ...



تركه ميره حج سرش تو حجرالاسود گير ميكنه داد مي زنه خدايا منو نخور !!!



به تركه ميگن با خرچنگ جمله بساز ميگه كره خر چنگ نزن



تركه ميره پمپ بنزين طرف ميگه سوپر بزنم يا معمولي ميگه معمولي بزن خونواده تو ماشين



تركه كارخونه امامه سازي ميزنه بعد يه هفته درشو ميبندن اگه گفتي چرا ؟؟ چون رو امامه ها آرم نايك ميزده



تركه زنگ ميزنه 125 ميگه يه 110 بفرستين باقيشا آدامس بدين



به تركه ميگن چي شد ترك شدي ميگه به خدا من از اول ترك نبودم تو بيمارستان عوضم كردن


اگه دیدین خیلی بی مزس بگین دیگه نذارم

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:47 | 
کاش

كاش مي شد اشك را تهديد كرد.....مدت لبخند را تمديد كرد.....كاش مي شد از ميان لحظه هاي زندگي....لحظه ي ديدار را نزديك كرد

 

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:42 | 

عشق يعني كوچك كردن دنيا به اندازه ي يك نفر و بزرگ كردن يك نفر به اندازه ي دنيا

 

|+| مجرم آ شيخ حسین دوولنگي به جمعه یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:40 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar